الشيخ رسول جعفريان

1050

رسائل حجابيه (فارسى)

اولا مسجد معبد است نه معبر . و ثانيا بر فرض هم كه به قول شما معبر باشد ، مگر هر معبرى را هركس و هرطور دلش بخواهد آزاد است عبور كند ؟ آيا يك‌دسته زن سر تا پا لخت را شهربانى و يا خود مردم مىگذراند از وسط لاله‌زار عبور كند ؟ يا مثلا ساختمان شركت نفت انگليس و ايران و ساختمان وزارت دارايى يا ساختمان شهربانى و هزاران ساختمان ديگر از اين قبيل كه داراى معبر عمومى باشد ، ممكن است يك عدّه لبوفروش و سيرابىفروش با صداهاى ناهنجار خود عبور كنند ؟ و اگر كسى مزاحم آنها شد ، بگويند « اگر معبر است كه همه بايد عبور كنند و اگر معبر نيست ، هيچكس نبايد عبور كند » . آقاى محترم ! بدون ترديد واقف مسجد سلطانى و ساير مساجد نظرشان از ايجاد دو يا سه درب براى عبور نبوده ، بلكه منظورشان آن بوده كه به مجرّد اين‌كه صداى الله اكبر مؤذّن از بالاى مأذنه بلند و مردم را به نماز دعوت نمود ، اصناف بازار بزرگ و بين الحرمين و خيابان ناصريه به سهولت بتوانند از نزديك‌ترين راه در هواى گرم يا سرد ، خود را به نماز برسانند . جنابعالى اگر به مسجد سلطانى مشرّف شده و يا از آداب نماز مسلمانان اطلاعى داشتيد ، مىدانستيد كه با وجود نمازگزاران زيادى كه هميشه متدرجا در مسجد مشغول نمازند و با در نظر گرفتن وضع نماز و موقعيت مسجد ، اكيدا ممنوع است كه بانوان غير محجوبهء بىعفّت با بدن‌هاى نيمه عريان و موهاى افشان با هزار من قر و فر از جلو نمازگزاران رژه و دفيله بروند . 3 . گفته است « من نمىخواهم چيزهايى كه مردم نسبت به زنان محجوبه مىگويند ، بنويسم » . بلى آن مردمى كه به قول شما چيزها نسبت به زنان محجوبه مىگويند ، شما و امثال شما هستيد كه چادر عفّت و پاكدامنى زنان را سدّ بزرگى در راه مقاصد شوم و شهوت‌رانىهاى خود مىدانيد ؛ ما هم شرم داريم از چيزهايى كه مسلمانان از زنان بىحجاب و بىچادر در حاشيهء خيابان‌ها با چشم خود مىبينند ، چيزى بنويسيم . وانگهى مقصود ما از محجوبه كسى است كه دائما محجوبه باشد و گرنه آن زن نانجيب بىحجابى كه براى مصلحت يا جا زدن خودش يا دست‌آويزى به دست شماها دادن از پيش خود يا به دستور شماها ، موقّتا چادرى به سرافكنده و در آن چادر اعمالى به نفع شما مرتكب شود ، يا پس از ساعتى چادر را تا كرده و در ميان كيف گذارده و بلافاصله برهنه شده با بيست نفر نرّه خر در ميان استخرهاى امجديه و منظريه شنا كند ، مطمئن باشيد كه آن خانم محجوبهء موقّر و عفيف و روشنفكر فقط از جرگهء تيپ شماها خواهد بود ؛ بلى آن بانوانى كه گاهى بىچادر در خيابان‌هاى شمال و شميران ظاهر شده و گاهى هم در قسمت‌هاى جنوب و بازار چادرى به وسط سر انداخته ، روى باز و موى باز و خلاصه همه‌چى باز در برابر صد هزاران چشم